مولای من !

هر لحظه دلم به یادت بهانه می گیرد 

هر دم دستانم سوی تو نشانه می گیرد

دو چشمم اشک را بر فراقت تمنا می کند

دل غم زده ام را ، عطر وجودت مداوا می کند

 

آقای من !

می ترسم ...

می ترسم از روزی که بیای و من نباشم ...

می ترسم خطاهایم حجاب شود بر چشم دلم تا دیگر نبینم تو را

وای بر من ... !!

 

مولای من !

چنین که یخ زده ایمان من 

اگر هزار روز بیاید بهار ، کافی نیست

تو خود دعا کن ای نازنین که بیایی

دعای این همه شب زنده دار کافی نیست

 

 

الـــتــــمــــاس دعـــــــــای فـــــــــــــرج

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
ماه پیشونی

خیلی قشنگ و مفیده وبلاگتون..دستتون درد نکنه

مهدی

دو چشمم اشک را در فراقت تمنا می کند دل غم زده ام را ، عطر وجودت مداوا می کند [گل]